دانشگاه آزاد اسلامي
واحد تهران مرکزی
دانشکده زبان‌های خارجی
گروه زبانشناسی همگانی
پايان نامه براي دريافت درجه كارشناسي ارشد (M.A.)
عنوان:
بررسی تاثیر گفتمان جنسیتی در کتاب زبان انگلیسی سوم دبیرستان با رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی
استاد راهنما:
سرکار خانم دکتر فروغ کاظمی
پژوهشگر:
اشرف حبیبی
تابستان : ١٣۹٣

چکیده:
پژوهش حاضر به بررسي كتاب‌ درسي زبان انگليسي سال سوم دوره دبيرستان در ايران پرداخته و با بهره‌گیری از روش تحلیل گفتمان، مسئله تساوي جنسيتي و چگونگي باز نمايي آن را در اين كتاب‌ به چالش مي‌کشد. تحليل واژگانی و محتوايي متن و تصاویر در اين كتاب‌ به وسیله‌ی روش فرکلاف صورت گرفته است. این یافته‌ها در سه سطح بافت، زمینه و متن دسته بندی شد. يافته‌هاي حاصل از تجزيه و تحليل كمي دلالت بر وجود نابرابري و تبعيض جنسيتي در كتاب‌ بررسي شده داشته‌اند. نتايج تحليل محتوايي كتاب‌ نيز حاكي از تبعیض جنسیتی با رويكردهای سنتي بوده است. نسبت اسامی خاص، گروه‌های اسمی و ضمائر بکار رفته به ترتیب در مورد مردان پنج و در مورد زنان یک است. نقش و حضور پررنگ مردان و نگاه نابرابر و تبعيض‌آميز به زنان، چه از لحاظ كمي و كيفي كاملا ملموس بوده و عدم حضور و يا حضور كمرنگ زنان بر واقعيتي فرهنگي ـ اجتماعي مبتني بر باور‌هاي سنتي صحه گذاشت كه در آن، مرد جنس برتر و زن جايگاهي پايين‌تر و به عنوان جنس دوم قرار دارد. در پايان تمهيداتي براي تعديل وضع موجود ارائه گرديد.
فهرست مطالب
چکیده:‌ج
فصل اول – کلیات پژوهش:1
1-1- مقدمه2
١-٢- بیان مسئله:3
١-٣ متغیرهای تحقیق5
١-۴ اهمیت و هدف پژوهش5
١-۵ پرسش‌های پژوهش6
١-۶ فرضیه پژوهش7
١-٧ محدودیت‌های پژوهش7
١-٨ واژه‌های کلیدی8
تحلیل گفتمان8
تحلیل گفتمان انتقادی8
گفتمان جنسیتی8
قدرت:9
فصل دوم – چهارچوب نظری و پیشینه پژوهش:10
٢-١ مقدمه:11
٢-٢ مبانی نظری پژوهش12
٢-٢-١ تعاریف:12
٢-٢-٢ تحلیل گفتمان12
٢-٢-٣ تحلیل گفتمان انتقادی18
٢-٢-۴ قابلیتهای تحلیل گفتمان در بررسی پدیده‌های فرهنگی اندیشهای :19
٢-٢-۵ تبارشناسی نظریه گفتمان :20
٢-٢-۶ مؤلفه‌های گفتمان از نظر فوکو23
٢-٢-٧ زبان و ايدئولوژي35
٢-٢-٧ نظم تعاملات و طبيعي‌شدگي39
٢-٢-٨-١ مفهوم انتقادي40
٢-٢-٨-٢ اصول تحليل گفتمان انتقادي42
٢-٢-۹ رويكرد فركلاف: گفتمان به‌مثابه‌ی عمل اجتماعي43
٢-٣ رویکردها:47
٢-٣-١ رویکردهای مختلف در تحلیل گفتمان :47
٢-٣-٢ رویکرد تغییرگرای لباف :48
٢-٣-٣ رویکرد واژگانی:48
٢-٣-۴ ارتباط میان معناشناختی:49
٢-٣-۵ تفاوت جنسیتی در زبان51
٢-۴- پیشینه پژوهش51
٢-۴-١ پیشینه مطالعات ایرانی51
٢-۴-٢ پیشینه مطالعات غیر ایرانی56
٢-۴-٣ مروری بر پیشینه‌ی زبان شناسی جنسیت60
٢-۴-۴ تانن، زبانشناسی جنسیت60
خلاصه فصل65
فصل سوم – روش شناسی پژوهش67
3-1- مقدمه68
٣-٢ پیکره پژوهش:69
٣-٣ قلمرو پژوهش:69
٣-۴ روش گردآوری داده ها70
٣-۵ مراحل انجام پژوهش70
٣-۶ الگو و رویکرد در چارچوب:70
٣-٧ مراحل انجام پژوهش71
٣-٨ واحد تحلیل در پژوهش حاضر:71
٣-۹ طبقه بندی و شیوه تحلیل داده ها:71
٣-10- ابزار پژوهش:71
٣-١١ خلاصه فصل:72
فصل چهارم – تحلیل داده‌ها در سه سطح بافت، زمینه و متن:74
۴-١ مقدمه:75
۴-٢ فرآیند تولید و مصرف متن، بافت:78
۴-٢-١ بررسی تصاویر در کتاب زبان سال سوم دبیرستان از منظرگفتمان جنسیتی:80
۴-۴-٢ درس اول:81
۴-۴-٣ درس اول در قسمت writing دوم:82
۴-۴-۴ درس دوم:82
۴-۴-۵ درس سوم:83
۴-۴-6 درس چهارم :83
۴-۴-7 درس چهارم –نمونه بعدی:84
۴-۴-9 درس پنجم84
۴-۴-١0درس ششم:85
۴-۵ توصیف و تحلیل ویژگی‌های زبانی موجود در کتاب زبان انگلیسی سال سوم (متن درسها) از دیدگاه گفتمان جنسیتی:85
۴-۶ تعداد ضمیرها و اسم‌های جنسیتی به تفکیک هر درس در کتاب زبان سال سوم:87
۴-٧ تحلیل ویژگی‌های زبانی موجوددر کتاب زبان سال سوم (بخش تمرین ها) از منظر گفتمان جنسیتی:87
۴-٧-١ تعریف مثال ۵ از قسمت اول :87
۴-٧-٢ تمرین شماره ١ در صفحه ٣۰:88
۴-٧- ٣ تمرین شماره ۴ صفحه ۵۴:89
۴-٧-۴ تمرین شماره ۴:89
۴-٧- ۵ تمرین شماره دو صفحه ۵٣:89
۴-٧- ۶ صفحه ۵٨ در گزینه ١:89
۴-٧-٧ در تمرین صفحه60 :90
۴-٧-٨ در صفحه ٧٢ شماره ۵:90
۴-٧-۹ در صفحه ٧٣ گزاره ۶:91
۴-٧-10 در صفحه ٨۶ شماره ۶:92
فصل پنجم – نتیجه گیری و پیشنهادات:93
۵-١ مقدمه:94
۵-٢ نتایج پژوهش98
۵-٣ پیشنهادهایی برای پژوهش‌های بعدی102
توصیه‌ها و راهبردها:102
6-3 پیشنهاداتی برای پژوهش‌های بعدی103
واژه نامه فارسی به انگلیسی105
واژه نامه انگلیسی به فارسی108
منابع فارسی111
منابع انگلیسی:113
منابع اینترنتی:115

فصل اول:
کلیات پژوهش
1-1- مقدمه
یکی از موضوعات مورد توجه در حوزه میان رشتهای زبانشناسی اجتماعی و یا جامعه شناسی زبان، و تحلیل گفتمان، زبان و جنسیت یا به تعبیر تخصصی تر زبانشناسی جنسیت است. عنوان “زبان و جنسیت” در ظاهر ساده است تا آنجا که ممکن است تصور شود، دیگر نیازی به پژوهش در این حوزه وجود ندارد. حتی علاقهمندان به این حوزه نیز به طور معمول به ذکر چند تفاوت مشهور (و بعضاً نادرست) بین کاربردهای زبانی دو جنس قناعت می‌کنند و موضوع به همین جا ختم می‌شود.
از دیدگاه تحلیل گفتمان پرداختن به تاثیر متغیـــر جنسیت بر زبان موجه و ضروری است چون پژوهشگر را قادر به توصیف دقیقتر زبان می‌کند. از دیگر سو پژوهش در این موضوع از دیدگاه جامعهشناسی ضرورت می‌یابد چرا که راهی برای آگاهی از جایگاه جنسیت‌ها در جوامع و تاثیر متقابــل آنها در شکل گیری ارتباط است.
در واقع پژوهشگران با کسب این نوع آگاهی‌ها زمینه را برای کار برنامه ریزان اجتماعی فراهم میآورند. هدف این پژوهش در درجه اول ترسیم تصویری دقیق از حوزه وسیع نشانه‌های زبانی جنسیتی و ابعاد مختلف آن در کتاب زبان سال سوم دبیرستان است.
به نظر می‌رسد که آرائی غیر علمی درباره رابطه متغیر جنسیت و زبان در میان دانش آموزان و دبیران و نویسندگان کتب درسی وجود دارد که معمولاً بدیهی و مسلم تلقی می‌شود. با پژوهش هایی از این قسم میتوان به واقعیت این رابطه در ابعاد مختلف پی برد و در نتیجه اقدام به اصلاح و بازسازی آراء افراد و گروه‌ها نمود. در واقع اطلاع از واقعیت وضع موجود شیوه تاثیرگذاری متغیر جنسیت بر زبان برنامه ریزان اجتماعی و نیز برنامه ریزان زبان را قادر به اعمال تغییرات و تاثیرات جهت دار و سودمند خواهد نمود. در این فصل پس از طرح مسئله و سوالات پژوهش، در بخش‌های جداگانه، به ترتیب، اهمیت و ضرورت موضوع پژوهش، اهداف پژوهش و محدودیت‌های پژوهش را بیان خواهیم کرد. در پایان نیز به تعریف واژه‌ها و اصطلاحات کلیدی خواهیم پرداخت.
١-٢- بیان مسئله:
نظریه تحلیل گفتمان بر سهم زبان در بازنمایی و نیز ایجاد واقعیت اجتماعی تأکید می‌کند. مطابق این نظریه، دسترسی به واقعیت فقط از راه زبان میسر است، اما بازنمایی واقعیت از راه زبان هرگز بازتاب واقعیت از پیش‌ موجود و عینی نیست، بلکه در این بازنمایی، زبان در ایجاد واقعیت مؤثر است؛ درواقع جهان محل گفتمان‌هاست.
در این نظریه، زبان صرفاً گذرگاه انتقال اطلاعات و بازنمایی صرف واقعیت نیست، بلکه ماشینی است که جهان اجتماعی را می‌سازد و معنادار می‌کند. هویت‌ها و روابط اجتماعی نیز محصول زبان و گفتمان‌ها هستند و تغییر در گفتمان، سبب تغییر در جهان اجتماعی می‌شود و نزاع گفتمانی به تغییر و بازتولید واقعیات اجتماعی منجر می‌گردد. همچنین این نظریه بر تاریخی و فرهنگی بودن هویت و دانش انسانی تأکید می‌کند. (مصلی نژاد، ١٣٧٢:٢) بر همین مبنا این نظریه برای مطالعه بر روی گفتمان جنسیتی برگزیده شده است تا سویه‌های جنسیتی گفتمانی متن کتاب سال سوم از طریق روش تحلیل گفتمان بررسی گردد.
گفتمان را در نظریه فرهنگی مدرن و پست مدرن، مبتنی بر وجود پیکره یا مجموعه‌ای از گزاره‌ها و قضایای منسجم و به هم پیوسته دانسته اند که با تعریف و مشخص ساختن یک موضوع، شی و یا محمول و با ایجاد مفاهیمی برای تحلیل آن موضوع یا محمول، ارزیابی دقیقی از واقعیت ارائه می‌دهد(نوذزی، ١٣٨۰: ٢۹).
تعریف گفتمان در گسترده ترین شکل آن به همه‌ی پدیده‌ها و روابط و تعاملات سمبلیک بین مردم اشاره داردکه معمولا از طریق مشاهدات عینی ونوشتاری یا گفتاری صورت می‌پذیرد.(مریل بلور و توماس بلور ٢۰۰٧: ۶) .طبق نظر فرکلاف گفتمان یک فرآیندکلی از تعاملی است که متن فقط جزیی از آن است.(فر کلاف ١۹٨۹: ٢۴)بر این اساس گفتمان یک راه فراگیر برای تجربه جهان است، گفتمان به ابراز بیان خود در جهان اجتماعی از راه زبان اشاره دارد و به خوبی می‌تواند رابطه قدرت و دانش و مقاومت و نقد را تبیین نماید. بر این اساس سخنگو محتوای ایدئولوژیک خود در متن را بر پایه صورتبندی زبانی بیان می‌کند. در واقع انتخاب یا گزینش یک فرم زبانی می‌تواند مسیر زندگی افراد در اجتماع را مشخص کند.
وارینگ (٢۰۰۰ : ۴۵ ) اشاره می‌کند کلمات در نگرش سوژه‌های اجتماعی بسیار تاثیر گذار هستند: هر کدام از کلماتی که به وسیله سوژه اجتماعی انتخاب می‌شود درک اوازدیگران و خود درعرصه اجتماعی را شکل می‌دهد و در جهت دهی به کنش او موثر است. بر همین اساس شیوه مواجه با گفتمان جنسیتی در کتاب زبان انگلیسی سال سوم بازنمایی خاصی دارد که این تحقیق در پی مکاشفه این راه بازنمایی است.
در واقع زبان جنسيتي حاكم بر گفتمان جنسيتي غالب بر فضاي اجتماعي ايران، به عنوان يكي از تاثيرگذارترين پديده هاي موجود در كنش هاي زباني و غير زباني افراد، در ميان مجلات عامه پسند، روزنامهها، خبرگزاری‌ها و فضای مجازی و به ویژه کتب درسی، به عنوان بخشي از نگاه رايج بر مفهوم جنسيت، نمود يافته است.
در واقع ذهنيت افراد جامعه بخصوص زنان تحت تاثير ناخودآگاهي است كه حامل خواست گفتمان جنسيتي حاكم مي‌باشد. لذا آنها كنش‌هايي را در پيش مي‌گيرند كه نه با خواست و باور خودشان بلكه القا گفتمان جنسيتي حاكم است كه از آن‌ها به عنوان ابزاري در جهت بازتوليد وضعيت موجود بهره مي‌برد.
١-٣ متغیرهای تحقیق
متغیر مستقل: گفتمان جنسیتی
متغیر وابسته: بازنمود گفتمان در کتب درسی ( به طور خاص کتاب زبان انگلیسی سال سوم دبیرستان)
هدف خاص متغیر وابسته: بازنمود گفتمان در کتب درسی (به طور خاص کتاب زبان سال سوم دبیرستان)
١-۴ اهمیت و هدف پژوهش
بسیاری از نظریه پردازان تحلیل گفتمان بر این عقیده اند که زبان می‌تواند بسیاری از واقعیت‌ها را به صورت‌های حتی بر عکس نمایان کند. بر این اساس زبان کارکردی دو گانه دارد. از سویی می‌تواند با ترسیم چشم اندازها و تخیلاتی از آینده که زمینه ساز رشد و رفاه هستند عمل کند و از سویی دیگر با تاریک نمودن واقعیات تصاویری مجهول و منبعث از ایدئولوژی به مخاطب خود بنمایا ند . کتاب‌های زبان انگلیسی متن درسی چندین هزار ایرانی در جای جای کشور عزیزمان است که در دوران نوجوانی و در دوره دبیرستان هر هفته در یک کلاس جداگانه به مطالعه آن می‌پردازند. بر همین اساس نوع بررسی گفتمان جنسیتی در بستر‌های زبانی نهفته در این کتاب‌ها و از جمله کتاب انگلیسی سال سوم دبیرستان می‌تواند مسئولین امر را در آفرینش کتبی با سویه‌های زبانی جنسیتی کمتر در آینده یاری رساند.
همان طور که گفته شد در این تحقیق با تکیه بر رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی به تجزیه و تحلیل دروس زبان انگلیسی سال سوم دبیرستان می‌پردازد .در حوزه‌ی واژگان از جنبه‌ی به کار گیری واژگان غیر هستهای و استعاره و در بخش نحو به مقایسه‌ی جمله‌های معلوم در مقابل مجهول، کوتاه در مقابل بلند و نقل قول مستقیم در مقابل غیر مستقیم به مقایسه‌ای از جنبه‌ی جنسیت و شکل گرفتن ذهنیت مردسالاری در ذهن نویسندگان پرداخته می‌شود.
همچنین اين پژوهش در پي دست يابي به دو هدف عمده است:
١- بررسي باور‌ها و كليشه‌هاي جنسيتي كتب درسي؛
٢-آگاه ساختن ناشران اين كتاب‌ها نسبت به موضوع تساوي جنسيت و حركت به سمت زدودن نگاه تبعيض آميز نسبت به زنان.
١-۵ پرسش‌های پژوهش
١-گفتمان جنسیتی در کتاب زبان انگلیسی سوم دبیرستان با رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی چگونه صورت بندی می‌شود؟
٢-تصاویر موجود در کتاب زبان انگلیسی سال سوم دبیرستان چگونه گفتمان جنسیتی را منعکس می‌کنند؟
٣- متن درس‌ها و جملات موجود در بخش دستور چگونه گفتمان جنسیتی را منعکس می‌نمایند؟
١-۶ فرضیه پژوهش
١-فرضیه اصلی این تحقیق وجود تاثیرگفتمان جنسیت محوردرکتاب زبان انگلیسی سال سوم دبیرستان است.
٢-تصاویر موجود در کتاب زبان انگلیسی سال سوم دبیرستان گفتمان جنسیتی را منعکس می‌کنند.
٣-به نظر می‌آید که متن درس‌ها و جملات موجود در بخش دستور گفتمان جنسیتی را منعکس می‌کنند.
١-٧ محدودیت‌های پژوهش
تحلیل گفتمان انتقادی غالبا طیف بسیار وسیعی از داده‌ها را مورد بررسی قرار می‌دهد. این داده‌ها شامل متون زبانی یا غیر زبانی، و گفتاری یا نوشتاری می‌باشد. (از متون مطبوعاتی و تبلیغاتی گرفته تا مصاحبه‌ها سخنرانی‌ها نمایش نامه‌ها، برنامه‌های رادیو و تلویزیونی، متون ادبی، متون حقوقی، تاریخی، فلسفی سیاسی و حتی بیلبورد‌های تبلیغاتی…)در این تحقیق فقط به بررسی و تحلیل داده‌های متنی پرداخته خواهد شد.از سوی دیگر بررسی خود را محدود به متونی خواهیم کرد که با هدف آموزش زبان انگلیسی به دانش آموزان سال سوم دبیرستان در ایران تدوین شده است.
١-٨ واژه‌های کلیدی
تحلیل گفتمان
گفتمان سازنده‌ی معنا و ارتباطات اجتماعی است شکل دهنده‌ی ذهنیت روابط سیاسی و نیز روابط قدرت است. هر فعالیتی در قالب تعاملات فرهنگی که به تبادل معنا بینجامد نوعی گفتمان است….تمام شکل‌های ارتباط فرهنگی می‌توانند به عنوان گفتمان تلقی شوند به معنایی که در بر گیرنده‌ی انسان هایی است که به تبادل معانی پیرامون جهانی که در ان زندگی می‌کنند می‌پردازند (تاجیک١٣٧۹:١۰)
تحلیل گفتمان انتقادی
تحلیل گفتمان انتقادی نوعی پژوهش انتقادی است که بیشترین وجه جامعه شناختی را دارد. همچنان که از لفظ انتقادی بر می‌آید در درجه‌ی اول به مساله‌ی سوء استفاده از قدرت، سلطه ، نابرابری باز تولید و مقاومت در برابر قدرت در متون می‌پردازد .این دیدگاه با گرایشی ساختار گرایانه به شناخته شدن هویت‌ها و روابط قدرت توجه دارد. نگاهی تحلیلی هم در سطح خرد و هم در سطح کلان با تکیه بر تحلیل متن و پژوهشی تجربی در حیطه‌ی زبان شنا سی و جامعه شنا سی است (ون دایک،١٣٨٢:١٧) .
گفتمان جنسیتی
هر چارچوبی، در جهت تثبیت خود بسته به مسائل پیش رو، از گفتمان‌های گوناگونی بهره می‌گیرد .گفتمان جنسیتی، به عنوان یکی از اساسی ترین وجوه هر چارچوب اقتضائاتی دارد که همواره در پی باز تولید آن به سر می‌برد. سلطه‌ی زبانی، به عنوان ابزاری کارآمد و موثر به کمک گفتمان غالب می‌آید. این استیلای پر نفوذ و همه جا حاضر، مهمترین و تاثیرپذیرترین نقطه را نشانه رفته و بیان، نگاه وخواسته‌اش را القاء می‌کند(ابراهیمی و ناصحی: ١٣٨٨ ).
بر همین اساس شکل گرفتن دایره ایدئولوژی از ساختارهای جنسیتی را نیز می‌توان دسته‌ای از باورها و نگرش‌ها دانست که اعضای یک گروه اجتماعی خاص به طور مشترک از آنها برخوردارند و عموما ساختارهای پدرسالارانه و موروثی را بازتولید می‌کنند. به عنوان یک تحلیل گر گفتمان انتقادی، مهم است بدانیم بیشتر گفتمانی که اعضای یک گروه به کار می‌برند پایه ایدئولوژیکی دارد.
قدرت:
دشوار است که معنی دقیقی از”قدرت”به دست داد. دال (١۹۹٧) گفته است:” واقعیت نخستین و مهمی که باید در باره‌ی قدرت دانست این است که نه در زبان روزمره و نه در علم سیاست توافقی در باره دانشواژهها و تعریف‌های قدرت وجود ندارد. واژه‌ی قدرت گاهی با “اقتدار”،”نفوذ”،”زور”،یا”ترغیب”مترادف دانسته می‌شود.
فصل دوم:
چهارچوب نظری و پیشینه پژوهش
٢-١ مقدمه:
این تحقیق در پی پاسخ گویی به این سوال است که مؤلفه‌های اساسی گفتمان جنسیتی در کتاب زبان سال سوم دبیرستان چگونه بازنمایی می‌شوند. با توجه به ریشه‌های عمیق چگونگی صورتبندی مفاهیم جنسیتی برای پی بردن به ابعاد موضوع و ماهیت کیفی تحقیق، از نظریه تحلیل گفتمان انتقادی استفاده می‌کنیم. در واقع نظریۀ گفتمان از نظریه هایی است که در حوزه‌های مختلف علوم انسانی کاربرد وسیعی یافته است و شاید بتوان مهم‌ترین دلیل رشد این نظریه را نارضایتی از پوزیتیویسم1، به‌ویژه در رشته‌هایی چون علوم سیاسی و جامعه‌شناسی، دانست. رشد این نظریه همچنین تحت تأثیر چرخش زبانی در دهۀ ۱۹۷۰٫م و نظریه‌های هرمنوتیک، نظریۀ انتقادی و پساساختارگرایی در دهۀ ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰٫م قرار داشته است.
این نظریه بر سهم زبان در بازنمایی و نیز ایجاد واقعیت اجتماعی تأکید می‌کند. مطابق این نظریه، دسترسی به واقعیت فقط از راه زبان میسر است، اما بازنمایی واقعیت از راه زبان هرگز بازتاب واقعیت ازپیش‌موجود و عینی نیست، بلکه در این بازنمایی، زبان در ایجاد واقعیت مؤثر است؛ درواقع جهان محل گفتمان‌هاست.
به عبارت دیگر، در این نظریه، زبان صرفاً گذرگاه انتقال اطلاعات و بازنمایی صرف واقعیت نیست، بلکه ماشینی است که جهان اجتماعی را می‌سازد و معنادار می‌کند. هویت‌ها و روابط اجتماعی نیز محصول زبان و گفتمان‌ها هستند و تغییر در گفتمان، سبب تغییر در جهان اجتماعی می‌شود و نزاع گفتمانی به تغییر و بازتولید واقعیات اجتماعی منجر می‌گردد. همچنین این نظریه بر تاریخی و فرهنگی بودن هویت و دانش انسانی تأکید می‌کند. (مصلی نژاد، ١٣٨٧:٢)
گفتمان جنسیتی نیز در بستر گفتمان و بافت و زمینه اجتماعی و هر متنی از جمله در کتاب زبان سال سوم دبیرستان معنا پیدا می‌کند و یکی از وجوه اصلی تمایز و استیلای گفتمان پدرسالار شناخته می‌شود. زمینه‌ها و تحولات ناشی از گفتمان غالب به حدی است که بسیاری از اجزاء خرد آن مانند جنسیت زنان را به مثابۀ یک گفتمان ارزیابی کرد و آن را از این طریق، تحلیل نمود. بر همین اساس تلاش می‌کنیم از تحلیل گفتمان انتقادی هم به مثابه روش و هم به مثابه نظریه در این تحقیق استفاده کنیم.
٢-٢ مبانی نظری پژوهش
در این قسمت ابتدا به مبانی نظری،تعاریف ومفاهیم اصلی در حوزه‌ی تحلیل گفتمان انتقادی می‌پردازیم و آنگاه مبا نی عملی را بیان می‌کنیم. این مبانی شامل معرفی رویکردهای مختلفی در حوزه‌ی تحلیل گفتمان انتقادی است .
٢-٢-١ تعاریف:
گفتمان: اصطلاح گفتمان نیز چون انبوهی از اصطلاحات علوم انسانی محمل تعریف‌های فراوانی است. از میان همه‌ی تعاریف مختلف می‌توان چنین استنباط کرد که در بطن همه‌ی این تعاریف دو دیدگاه زیر بنایی وجود دارد: نخست دیدگاهی که گفتمان را واحد مشخصی از زبان می‌شمارد که بزرگتر از جمله است.دوم دیدگاهی که گفتمان را سازمان بندی اجتماعی مفاهیم در عرصه‌ی کاربرد می‌داند ( ون دایک ٢۰۰٣: ۴).
٢-٢-٢ تحلیل گفتمان
طبیعتا بر مبنای همین تمایز تعاریف، در تحلیل گفتمان نیز دو رویکرد عمده می‌توان یافت : رویکرد اول (صورت گرای)که به شکل و صورت متن توجه می‌کند و به بررسی و تحلیل واحد‌های بزرگ تر از جمله می‌پردازد.و دیدگاه دوم (نقش گرایی) که مساله‌اش چرائی و چگونگی استفاده از زبان است. البته در میان خود نظریه پردازان دسته‌ی دوم با تعاریف بسیاری روبرو هستیم. جفری لیچ2 و مایکل شورت3 گفتمان را در تقابل با متن قرار می‌دهند و این دو اصطلاح را به نقل از میلز چنین تعریف می‌کنند:
گفتمان، مراوده‌ای زبانی است، بده بستانی بین گوینده و شنونده، فعالیتی که بین اشخاص به وقوع می‌پیوندد، فعالیتی بینا شخصی که صورت آن را هدف اجتماعی آن تعیین می‌کند. متن مراوده‌ای و زبانی است(چه کتبی و چه شفاهی) و صرفا پیامی است که در رسانه‌ی شنیداری یا دیداری‌اش رمز پردازی شده است (میلز١٣٨٢ : ١۰).
به نقل از میلز این در حالی است که کریستال4 فرق بین گفتمان و متن را در شفاهی بودن گفتمان و کتبی بودن متن می‌داند. فاولر5 (١۹٨٧) نیز گفتمان را اینگونه تعریف می‌کند: “گفتمان، گفتار یا نوشتاری است که از منظر باورها، ارزش‌ها و مقوله هایی دیده می‌شود که در آن گفتار متجلی می‌شوند. این باورها،و غیره نوعی نگاه به جهان، یا به عبارتی یک سازماندهی یا باز نمایی تجربه ایدئولوژی به معنای خنثی و عاری از بار منفی‌اش را بنیان می‌نهند. وجوه مختلف گفتمان، بازنمایی‌های مختلفی از تجربه را رمز گزاری می‌کنند و منبع این بازنمایی‌ها، آن بافت تعاملی است که گفتمان در بطن آن جا گرفته است ( هاوثورن١۹۹٢ :۴٢ ).
گفتمان را در نظریه فرهنگی مدرن و پست مدرن، دال بر وجود پیکره یا مجموعه‌ای از گزاره‌ها و قضایای منسجم و به هم پیوسته دانسته اند که با تعریف و مشخص ساختن یک موضوع، شی و یا محمول و با ایجاد مفاهیمی برای تحلیل آن موضوع یا محمول، ارزیابی دقیقی از واقعیت ارائه می‌دهد. (نوذزی، ١٣٨۰، ص ٢٢)
گفتمان اصطلاح گسترده‌ای با تعاریف مختلف که “ادغام یک کل است در مجموعه به هم پیوسته‌ای از معانی (تیتشر6،٢۰۰۰:۴٢) طبق نظر فرکلاف گفتمان یک فرآیند کلی از تعاملی است که متن فقط جزیی از آن است. (فرکلاف،١۹٨۹:٢۴) بر این اساس گفتمان یک راه فراگیر برای تجربه جهان است، گفتمان به ابراز بیان خود در جهان اجتماعی از راه زبان اشاره دارد. گفتمان به خوبی می‌تواند رابطه قدرت و دانش و مقاومت و نقد را تبیین نماید. بر این اساس سخنگو محتوای ایدئولژیک7 خود در متن را، بر پایه صورتبندی زبانی در متن بیان می‌کند. در واقع انتخاب یا گزینش یک فرم زبانی می‌تواند مسیر زندگی فردی افراد در اجتماع را مشخص کند.
متون انتخاب شده و اشکال سازماندهی آن طبق قواعد صرف ونحوی منعکس کننده “محتوا و ساختار” سازمان ایدئولوژیک در حوزه‌های خاصی از زندگی اجتماعی هستند بر اساس نظر شافنر 8 (١۹۹۶) گفتمان انتقادی، به عنوان زیر مجموعه‌ای از گفتمان به طور کلی بر پایه دو معیار قرار دارد: کاربردی و موضوعی .
تحليل گفتمان‌ كه در زبان فارسي به “سخن كاوي”، “تحليل كلام” و”تحليل گفتار” نيز ترجمه شده است، يك گرايش بين رشته‌اي است كه از اواسط دهه‌ ١۹۶۰ تا اواسط دهه‌ ١۹٧۰ در پي تغييرات گسترده علمي ـ معرفتي در رشته‌هايي چون انسان‌شناسي، قوم‌نگاري، جامعه‌شناسي خرد، روان‌شناسي ادراكي و اجتماعي، شعر، معاني بيان، زبان‌شناسي و ساير رشته‌هاي علوم اجتماعي و انساني علاقه‌مند به مطالعات نظام‌مند ساختار، كاركرد، فرآيند توليد گفتار و نوشتار ظهور كرده است. از اين گرايش، به دليل بين رشته‌اي بودن خيلي زود به عنوان يكي از روش‌هاي كيفي در حوزه‌هاي مختلف زبان شناسي انتقادي، علوم سياسي، علوم اجتماعي و ارتباطات استقبال شد. اصطلاح تحليل گفتمان نخستين بار در سال ١۹۵٢ در مقاله‌اي از زبان شناس معروف انگليسي زليك هريس به كار رفت. زليك هريس در اين مقاله ديدي صورت‌گرايانه از جمله به دست داد و تحليل گفتمان را صرفاً نگاهي صورت گرايانه (و ساختارگرايانه) به جمله و متن برشمرد. بعد از هريس، بسياري از زبان شناسان تحليل گفتمان را نقطه مقابل تحليل متن دانسته‌اند. به اعتقاد اين عده تحليل گفتمان شامل تحليل ساختار زبان گفتاري – مانند گفت‌وگوها، مصاحبه‌ها و سخنراني‌ها ـ و تحليل متن شامل تحليل ساختار زبان نوشتاري – مانند مقاله‌ها، داستان‌ها، گزارش‌ها و غيره ـ است. ديري نگذشت كه بعضي از زبان شناسان اين مفهوم را در معناهاي متفاوتي به كار بردند. دسته‌ اخير معتقد بودند كه تحليل گفتمان بيشتر به كاركرد يا ساختار جمله و كشف و توصيف روابط آن مي‌پردازد. به عبارت ديگر تحليل گفتمان نزد اين عده عبارت بود از شناخت رابطه جمله‌ها با يكديگر و نگريستن به كل آن چيزي كه نتيجه اين روابط است. مطابق اين تعريف، تحليل گفتمان برخلاف تحليل‌هاي سنتي زبان‌شناسانه، ديگر صرفاً با عناصر نحوي و لغوي تشكيل دهنده جمله به عنوان عمده‌ترين مبناي تشريح معنا، يعني زمينه متن سروكار ندارد، بلكه فراتر از آن به عوامل بيرون از متن، يعني بافت موقعيتي، فرهنگي، اجتماعي و غيره سروكار دارد. بنابراين، تحليل گفتمان چگونگي تبلور و شكل گيري معنا و پيام واحدهاي زباني را در ارتباط عوامل درون زباني ]زمينه متن [واحدهاي زباني، محيط بلافصل زباني مربوطه و نيز كل نظام زباني) و عوامل برون زباني [زمينه اجتماعي، فرهنگي و موقعيتي ] بررسي مي‌كند.(فرکلاف، ١٣٧۹:٨)
در مورد تحليل گفتمان تعاريف گوناگوني وجود دارد كه در ذيل چند تعريف از صاحب‌نظران اين زمينه آورده شده است:
يول و براون9 در كتاب تحليل انتقادي گفتمان، تحليل گفتمان را اين چنين كرده‌اند: تحليل گفتمان تجزيه و تحليل زبان در كاربرد است، در اين صورت نمي‌تواند منحصر به توصيف صورت‌هاي زباني مستقل از اهداف و كاركردهايي باشد كه اين صورت‌ها براي پرداختن به آنها در امور انساني به وجود آمده‌اند. (فرکلاف، ١٣٧۹:۹)10
همچنين شيفرين و استابز11 چنين گفته‌اند: تحليل گفتمان مي‌كوشد تا نظام و آرايش فرا جمله‌اي عناصر زباني را مورد مطالعه قرار بدهد و بنابراين واحدهاي زباني نظير تبادلات مكالمه‌اي يا متون نوشتاري را مورد بررسي قرار بدهد. (فرکلاف، ١٣٧۹:۹)
وان دايك نيز در پاسخ به اين سؤال كه گفتمان دقيقاً به چه معنايي است ؟ اظهار مي‌دارد كه “كاش مي‌توانستم آنچه را كه درباره گفتمان مي‌دانم، به شكلي فشرده در تعريفي ساده بگنجانم”. او ادامه مي‌دهد كه متاسفانه مفهوم گفتمان نيز مانند مفاهيمي‌چون زبان، ارتباط، تعامل، جامعه و فرهنگ مفهومي‌اساساً مبهم است.(میرفخرایی،١٣٨٣:۹)
لورنس باردن12 مؤلف كتاب تحليل محتوا، تحليل گفتمان را پروژه‌اي نابالغ مي‌داند كه جنبه نظري پرمدعايي دارد. (کیا،١٣٨١:٨٧)
استابز نيز سه ويژگي براي توصيف تحليل گفتمان بيان مي‌كند كه عبارت‌اند از:
• به عنوان امري كه درباره‌ی كاربرد زبان فراتر از حدود بيان يك جمله است.
• امري درباره‌ی روابط دروني بين زبان و جامعه است.
• امري كه درباره‌ی عامل مؤثر يا ويژگي‌هاي گفتاري ارتباطات روزمره است .
شيفرين نيز با تكيه بر گستره متني، تحليل گفتمان را چنين تعريف مي‌كند:
تحليل گفتمان مي‌كوشد تا نظام و آرايش متني عناصر زباني را مطالعه كند. بنابراين، واحدهاي زباني نظير مكالمات يا متون نوشتاري را بررسي مي‌كند. بر اين اساس تحليل گفتمان با كاربرد زبان در زمينه‌هاي اجتماعي به ويژه با تعاملات يا مكالمات ميان گويندگان سرو كار دارد. (فرکلاف، ١٣٧۹:۹)
گفتمان به تلازم گفته با کارکرد اجتماعي يا معنايي آن تعبير شده است. از اين رو تحليل گفتمان عبارت است از تعبيه ساز و کار مناسب و اعمال آن در کشف و تبيين ارتباط گفته (يا متن) کارکردهاي فکري ـ اجتماعي. در عمل تحليل گفتمان در صدد کشف و تبيين ارتباط بين ساختار ديدگاه‌هاي فکري ـ اجتماعي و ساختارهاي گفتماني است.(یارمحمدی، ١٣٨٢:١٧٣)
برشمردن تعاريف گفتمان و تحليل گفتمان كاري بسيار دشوار است كه در فايده‌ي آن نيز جاي شبهه است. بي‌فايدگي چنين كاري از آن جهت است كه تحليلگران گفتمان بر روي موضوع واحدي كار نمي‌كنند و هريك بنا به حوزه ي فعاليت خود تعريفي از گفتمان و به تبع آن تعريفي از تحليل گفتمان را مي‌پذيرند. از اين رو احتمال اين كه بتوان با جمع كردن تعاريف، تعريف واحد قابل اجماعي ارائه كرد، بسيار اندك است. با اين وصف بهترين راهبرد آن است كه با توجه به زمينه كاربري پژوهش نزديكترين و كاربردي ترين تعريف را از تحليل گفتمان پذيرفت.
٢-٢-٣ تحلیل گفتمان انتقادی
وداک13 (١۹۹٢) می‌نویسد که “تحلیل گفتمان انتقادی رویکردی میان رشته‌ای است که با نگاهی انتقادی، رفتار زبانی را در ارتباط‌های اجتماعی مورد مطالعه قرار می‌دهد” . و فرکلاف در تبیین اهداف این رویکرد می‌گوید که زبان شناسان انتقادی، بر خلاف زبان شناسان غیر انتقادی صرفا به توضیح ساختارهای گفتمان بسنده نمی‌کنند بلکه نحوه‌ی شکل گیری به واسطه‌ی روابط قدرت و ایدئولوژی ها، و تاثیرات گفتمان بر هویت اجتماعی، روابط اجتماعی و نظام‌های دانش و اعتقاد را که معمولا شرکت کنندگان گفتمان به هیچ یک از آن‌ها وقوف ندارند نشان می‌دهند (فر کلاف١۹۹٢ : ١٢) .
به طور کلی می‌توان گفت تحلیل گفتمان انتقادی، نمود‌های زبانی گفتمان را بازنمود مقولات اجتماعی ایدئولوژیک نهفته درآن میداند و می‌کوشد ابزاری فراهم آورد تا با ان دست به آشکارسازی ایدئولوژی‌ها و کنش‌های اجتماعی بزند. ون داک می‌نویسد “تحلیل گفتمان انتقادی، نهضت محققانی است که بجای تاکید بر الگو‌های آکادمیک، بر موضوعات اجتماعی تاکید می‌ورزند . اینان به دنبال بررسی اشکال ( سوء استفاده) از قدرت در رابطه با جنسیت، قومیت و طبقه اند. سکسیسم و نژاد پرستی نمونه هایی از این شکل‌ها هستند. این محققان مایلند بدانند که چگونه گفتمان، نابرابری را وضع می‌کند، به بیان در می‌آورد و به باز تولید آن می‌پردازد. در عین حال مایلند که به تجربه‌ها و دیدگاه‌های گروه‌های تحت سلطه گوش فرا دهند و کارآمدترین شیوه‌های نارضایتی و مقاومت را کشف کنند” ( ون دایک٢۰۰٣: ۴)
٢-٢-۴ قابلیتهای تحلیل گفتمان در بررسی پدیده‌های فرهنگی اندیشهای :
پدیده‌های فرهنگی-اندیشه‌ای، پدیده هایی هستند که بیشتر جنبه‌ی ذهنی دارند و به یک معنا زیر مجموعه‌ی پدیده ‌های فرهنگی محسوب می‌شوند ولی وجه غالب آ نها دانش، اندیشه و نظام‌های فکری است .به همان اعتبار که یکی از عناصر مهم تشکیل دهنده‌ی فرهنگ، نظام دانش و اندیشه است.
به باور غالب تحلیلگران، تحلیل گفتمان به دلیل اینکه چهار چوب نظری و روش منسجم و مناسبی را برای توصیف و تحلیل ساختار نظام‌های اندیشه‌ای و فرهنگی ارائه میدهد و به دلیل اینکه بدون انکار جنبه‌ی عینی پدیده‌های اجتماعی، آنها را خارج از گفتمان قابل درک نمی‌داند برای بررسی پدیده هایی که صبغه فرهنگی- اندیشه‌ای و جنبه‌ی ذهنی دارند مناسب است. با استفاده از تحلیل گفتمان که سعی در معنی کاوی دارد بهتر از سایر رویکرد‌ها به عمق معنایی و ژرفای این قبیل پدیده‌ها می‌توان دست یافت . این مدعا به منزله‌ی این نیست که تحلیل گفتمان رویکردی جایگزین، برای سایر رویکرد‌ها است، بلکه بدین معنا ست که این رویکرد می‌تواند جوانبی از پدیده‌های اجتماعی را که از دید سایر رویکرد‌ها پنهان می‌ماند بر ما آشکار سازد ( قجری، ١٣٨٧:٨).
٢-٢-۵ تبارشناسی نظریه گفتمان :
فردینان دوسوسور با طرح ایده ساختارهای زبانی گامی موثر در جهت پی ریزی نظریه تحلیل گفتمان برداشت. زبان به عنوان وسیله برقراری ارتباط خود از نظام نشانه‌ها تشکیل شده است. در واقع سوسور معتقد بود که نشانه‌های پارادوکسیال14 که زبان شناسی اندکی به آنها توجه می‌کند و شامل نوشتن و صحبت کردن (در زمان) می‌شوند؛ خود به عنوان یک نظام انتقال معنی با صلاحیت انتزاعی باید صورتبندی شوند نه به عنوان تلاش برای تمرین زبان واقعی. بر همین اساس سوسور دو ایده مطرح می‌کند: زبان خود به عنوان یک جامعه خاص، تمام اهداف عملی صورتبندی شده در اجتماع را می‌تواند تشریح نماید؛ و اینکه مطالعه یک نظام زبانی باید همزمان باشد تا مطالعه تاریخی، در واقع برای فهم نظام زبانی زبانشناسی باید یک نقطه ایستا در طول زمان را نیز مد نظر قرار دهد. بر همین اساس تا آن هنگام مفروض بر این بود که جریانهای اصلی در زبان شناسی راههای غیر اجتماعی‌ای هستند که از بیان رابطه میان زبان، قدرت و ایدئولوژی ناتوان هستند. (فرکلاف،١۹٨۹:٧)
برخی از متفکران مارکسیست نیز مجذوب ساختارگرایی شدند و این موضوع آنها را به تحلیل ساختارهای کلان اجتماعی برانگیخت. آلتوسر15، متفکر مارکسیست فرانسوی، مهم‌ترین نظریه‌پرداز ساختار گرایی است که بر نظریه‌های گفتمان به خصوص در فهم از سوژه تأثیر گذاشته است. وی سوژه را مقهور ساختارهای ایدئولوژیک می‌دید و برای آن استقلال و آزادی عمل قائل نبود. به نظر او، ایدئولوژی، فرد را در موقعیت‌های خاص قرار می‌دهد و اعمال خاص ناشی از این موقعیت از فرد انتظار می‌رود. ساختارگرایی گرچه خود در نقد پوزیتیویسم موفقیت‌های بسیاری داشت، اما تأکید بر اولویت ساختارها و خصلت بسته، تثبیت شده و خود تعیّن بخش آنها و نیز عدم تاریخ‌مندی ساختارها و خصلت محافظه کارانه این نظریه ضعف‌هایی بود که آن را به تدریج به حاشیه راند. این ضعف‌ها در نظریات سوسور نیز وجود داشتند، زیرا که وی نظام زبانی را کامل و بسته تلقی می‌کرد و ساختارهای زبانی را فرازمانی می‌دید. (حسینی زاده ١٣٨٣:١٨٣)
از نظر آلتوسر مفهوم سازي نقطه اصلي تفكر است و توسط مفهوم است كه معناي جامعه بطور كلي درك مي‌شود. در واقع ديدگاه تجربه گرا جامعه را بصورت پديده اي “مرئي” تصور مي‌كند، حال آنكه علم از نظر آلتوسر با جهان مرئي ارتباط نداشته و در واقع نقطه اي ديگر در بررسي جامعه است. براي آلتوسر علم و مقولات آن در جهان نامرئي قرار مي‌گيرد، بدين معني كه جامعه را فقط به كمك مفهوم مي‌توان شناخت؛ لذا باید به آنچه كه به نظر مي‌رسد نمي تواند علمي باشد، توجه داشت. آنچه كه نامرئي است توسط مفهوم شناخته مي‌شود و مفهوم نيز جهان انتزاعي انديشه است. علم واقعی نيز توسط جهان انتزاعي حاصل مي‌شود. فقط با كمك جهان انتزاعي است كه مي‌توان ديدگاهي علمي از جامعه داشت. از نظر آلتوسر افراد یک اجتماع را باید در شرایط شناسایی کرد. در واقع لویی آتوسر به روابط مهم میان مفروضات عقل سلیم (آنچه که وی به آن “مرئی” می‌گوید) و درباره معنا، و درباره مفروضات عقل سلیم درباره هویت اجتماعی یا سوژه و همه گستره‌های مرئی در سطح اجتماعی که به یک کلمه یا چیز معنی می‌بخشد و شامل وجوه مرئی‌ای که به زبان شفافیت می‌بخشد در بافت ایدئولوژیک جامعه، اشاره می‌کند. در همین سطوح مرئی است که سوژه‌های اجتماعی برای حکومت ایدئولوک مشکل به وجود نمی‌آورند . بر همین اساس نیز آلتوسر معتقد است زبان شناسان و تجدید نظر طلبان در زبانشناسی در عمل نوعی تیرگی را برای شناسایی وجوه ایدئولوژیگ گفتمان به وجود می‌آورند که این روند حتی گفتمانهای علمی را نیز در بر می‌گیرد. (فرکلاف،١۹٨۹:١۰٣)
ژاک درید16ا با تأکید بر ضعف‌های نظریه سوسور و ساختارگرایی، پسا ساختارگرایی را مطرح کرد. شارحان نظریه دریدا مهم‌ترین شخصیت تأثیرگذار بر اندیشه وی را فردینان دوسوسور می‌دانند. وی با اتخاذ تقسیم‌بندی سوسور بین دال و مدلول و تقسیم‌بندی لوی-استروس17 بین طبیعت و فرهنگ به‌عنوان موضوع مورد بررسی نشان داد که چگونه این دو تقسیم‌بندی پیش‌انگاره‌های خود را زیر سؤال می‌برند؛ به‌گونه‌ای که چشم‌گیرترین چیز در اینجا … رها کردن آشکار هر نوع ارجاع به‌نوعی مرکز، سوژه، مرجع برتر یا بنیان است. دریدا تحت تأثیر آراء سوسور و نظریه زبان‌شناسی ساختاری پیشنهاد می‌دهد که باید با زبان، به‌عنوان نظامی مستقل از هرگوینده و یا مؤلفی مفروض برخورد کنیم؛ با این تفاوت که دریدا برخلاف سوسور معتقد است که معنا، امری وابسته به زمینه و بافت است. او ضمن آنكه از یك طرف، نشانه را درون متن به دور از هرگونه معنای پایدار و ثابت می‌داند، از طرف دیگر آنها را نوعی نمایش مكتوب در نظر می‌گیرد و در نتیجه “متن” را به‌عنوان منبع وجودی معنا معرفی می‌كند. این تکثیر بی‌پایان معانی در نتیجه وابستگی آن به بافت و زمینه، به‌نوبه خود، ایده وجود مؤلفی حاکم را بی‌معنا کرده و به مرکزیت‌زدایی از متن می‌انجامد. تفاوت دیگر دو سوسور و دریدا در این است که سوسور نشانه را بر مرجع ترجیح می‌داد؛ اما دریدا دال را بر مدلول اولویت می‌بخشد. دریدا تا جایی پیش می‌رود که می‌گوید نوشتار، متشکل از نشانه‌ها نیست؛ بلکه صرفا متشکل از دال‌هاست. به‌همین دلیل از نظر وی “معنای معنا” چیزی نیست مگر ارجاع بی‌پایان دال‌ها به یکدیگر؛ که “سبب سیالیت دائم معنا” می‌شود …؛ به‌طوری که مدام به چیز دیگری دلالت می‌کند. (پپک،٢۰۰٣:٣۰٧)
٢-٢-۶ مؤلفه‌های گفتمان از نظر فوکو
آثار فوکو نقش حیاتی در انکشاف طیفی از نظریه‌های گوناگون از جمله تحلیل گفتمان انتقادی داشته است که همه کم و بیش زیر چتر اصطلاح “نظریه گفتمان انتقادی” گرد هم می‌آیند. در میان این آثار جهت باز شناسی مؤلفه‌های گفتمان از نظر فوکو می‌بایست مطالعات مربوط به بایگانی شناسی وی را مرور کنیم. در واقع نظریه گفتمان فوکو در همین مطالعات بایگانی شناسانه‌اش شکل گرفت. برای این کار او به بررسی قواعدی می‌پردازد که تعیین می‌کنند در یک دوره تاریخی خاص چه احکامی به عنوان احکام درست و معنادار پذیرفته می‌شوند. وی در بایگانی شناسی دانش، گفتمان را اینگونه تعریف می‌کند:
“ما مجموعه‌ای از احکام را تا زمانی که متعلق به صورتبندی گفتمانی مشترکی باشند گفتمان می‌نامیم. … گفتمان متشکل از تعداد محدودی از احکام است که می‌توان برای آنها مجموعه‌ای از شرایط وجودی را تعریف کرد. گفتمان به این معنا، شکلی آرمانی و بی زمان نیست که تاریخی هم دارد؛ بنابراین مشکل این نیست که از خود بپرسیم چگونه و چرا … گفتمان از ابتدا تا انتها تاریخی است، قطعه‌ای از تاریخ، وحدت و انفصالی در خود تاریخ که مشکل محدودیتهای خودش، تقسیم بندی اش، تغییرات‌اش حالت‌های خاص زمانمندی‌اش را بر می‌انگیزد نه حضور ناگهانی‌اش در میانه تبانی‌های زمان.”(علی اصغر سلطانی،١٣٨۴:40)
هدف بایگانی شناسی تحقیق در شرایطی است که در آن سوژه‌ای (مثلاً دیوانه یا بیمار) به عنوان موضوع ممکن شناخت ایجاد و ظاهر می‌گردد. به سخن دیگر بایگانی شناسی تحلیل شرایط امکان علوم اجتماعی است. فوکو در نظم اشیا، با استفاده از تحلیل گفتمان، تحلیلی بایگانی شناسانه از شرایط امکان پیدایش علوم انسانی ارائه می‌دهد و نشان می‌دهد که چگونه انسان از عصر روشنگری به بعد موضوع دانش قرار می‌گیرد. بدین طریق او به دنبال کشف قواعد گفتمانی نهفته در پس صورت بندیهای دانش بود. قواعدی که از عرصه آگاهی دانشمندان خارجند و لیکن در تکوین دانش و گفتمان نقش اساسی دارند. در حقیقت هدف بایگانی شناسی احکامی است که در یک عصر و جامعه خاص رایجند. بایگانی موجد مجموعه قواعدی است که اشکال بیان احکام و حفظ و احیای آنها را مشخص می‌کند. (همان،١٣٨۴:40)
از این روی به نظر می‌رسد که حکم یا به تعبیری دیگر گزاره جایگاهی کلیدی در فهم گفتمان و صورت بندی گفتمانی از نظر فوکو دارد. همانطور که او خود می‌گوید: تحلیل صورتبندی گفتمانی مبتنی بر توصیف حکم، با ویژگیهای خاص خودش است. ((حکم … نوعی نقش یا کارکرد زبانی است اما سخن یا قضیه و یا امری روانشناختی یا منطقی و نیز واقعه یا صورتی آرمانی نیست… حکم قضیه یا جمله اخباری نیست، زیرا جمله واحدی با معنای واحد ممکن است خود گزاره‌ها و حکم‌های متفاوتی باشد)). (١٣٨۴:40) او در این ‌باره چنین می‌گوید : “حکم نسبی است و مطابق با استفاده‌ای که از آن می‌شود و شیوه بکارگیری‌اش نوسان پیدا می‌کند. وقتی فرد حکم را به‌گونه‌ای بکار می‌برد که بتواند ساخت دستوری‌اش، ترکیب بندی بلاغی‌اش، یا معانی ضمنی را که آن حکم ممکن است در بر داشته باشد، آشکار سازد، بدیهی است که نمی‌تواند آن را همانند چیزی در زبان اصلی‌اش و یا در یک ترجمه بپندارد. از سوی دیگر اگر آن را به منزله بخشی از یک شاهد تجربی درنظر بگیریم، آن‌گاه متن و ترجمه کل بیانی واحدی را شکل می‌دهند” (١٣٨۴:40).
اما با این وجود فوکو تنها به انواعی از کنشهای گفتاری علاقه‌مند است که از موقعیت مشخص ادای سخن و نیز از پیش زمینه مشترک روزمره جدا باشند تا اینکه بتوانند حوزه نسبتاً مستقلی را تشکیل دهند. این نوع کنشهای گفتاری را رابینو و دریفوس کنشهای گفتاری جدی می‌نامند. (١٣٨۴:40) در نتیجه منظور فوکو از حکم، همان کنشهای گفتاری جدی است. کنشهای گفتاری جدی ممکن است به وسیله شنونده آگاهی حقیقی تلقی شوند، به نحوی که نیازی به مراجعه به بستر روزمره‌ای که آن حکم درون آن ادا شده است نباشد. به‌علاوه کنش گفتاری جدی چون داعیه‌ی حقیقت دارد در متن و زمینه‌ای پیدا می‌شود که در آن صدق و کذب یا بطلان تبعات اجتماعی جدی در بر دارد. (١٣٨۴:۴•)
کنشهای گفتاری جدی وقتی در چارچوب یک صورتبندی گفتمانی که خود نظام نسبتاً مستقلی را تشکیل می‌دهد، گرد می‌آیند گفتمانی را می‌سازند که شیوه‌های اندیشیدن و معیار صدق و کذب را در دوره‌های تاریخی مشخص تعیین می‌کند. بنابر این یک کنش گفتاری زمانی به یک کنش گفتاری جدی تبدیل می‌شود که
1- در کنار احکام دیگر، در یک صورتبندی گفتمانی معنا یابد و معیارهای صدق و کذب خود را با خود داشته باشد.
2- تکرار پذیری و دامنه گسترش آن در سطح جامعه بالا باشد.
٣- تأیید یا انکار آن دارای پیامدهای اجتماعی جدی باشد. (١٣٨۴:40)
همچنین یکی از مفیدترین شیوه‌های تأمل در باب گفتمان این است که آن را نه به مثابه مجموعه‌ای از نشانه‌ها یا قطعه‌ای از متن، بلکه رویه هایی بدانیم که به گونه‌ای نظام‌مند موضوعات یا ابژه‌هایی18 را که درباره‌شان سخن می‌گویند شکل می‌دهند. به این اعتبار گفتمان چیزی است که چیز دیگری (پاره‌گفتار، تاثیر، مفهوم) را تولید می‌کند و نه چیزی که در خود و برای خود وجود دارد و به صورتی جداگانه می‌توان تحلیلش کرد. به عبارت دیگر، یک ساختار گفتمانی را به واسطه نظام مندی آرا، نظرات، مفاهیم، شیوه‌های تفکر و رفتاری که در بطن یک بافت خاص شکل گرفته‌اند و به واسطه تاثیرات (یا جلوه های) آن شیوه‌های تفکر و رفتار می‌توان شناسایی کرد.(میلز، ١٣٨٢:٢٧)
از نظر فوکو ساختارهای گفتمانی همان چیزهایی هستند که سبب می‌شوند اشیاء و رخدادها در نظر ما واقعی یا مادی جلوه کنند. هرچند فوکو معتقد است که امر واقع از خلال فشار گفتمانی ساخته می‌شود، اما در عین حال از تاثیر این واقعیت بر اندیشه و رفتار نیز غافل نیست. فوکو معتقد است که گفتمان اشیاء را برای ما بر می‌سازد. . (میلز19،١٣٨٢:۶٧)
به عبارت دیگر از نظر فوکو جهان دارای نظم خاص خود، افزون‌تر از نظمی که ما از طریق توصیف زبانی به آن تحمیل می‌کنیم ندارد. اما اینکه ما آنها را در رده‌های جداگانه و حاوی نظم می‌بینیم گویای این است که ما توجه خود را روی تفاوت‌های ملموس بین این دو رده متمرکز کرده‌ایم و نه روی وجوه اشتراک آنها. گفتمان در عین حال رویدادها و سلسله رویدادهای خاص در درون روایت هایی را که از دید یک فرهنگ خاص رویدادهای واقعی یا جدی هستند می‌سازد. (میلز،١٣٨٢:۶٧)
بر این اساس تغییر، تحول، جابجایی و تفاوت مفاهیم در نظام اجتماعی، فوکو را برآن داشت تا تلاش نماید وحدت گفتمان‌ها را در این نظام پراکندگی جستجو نماید. سوال اصلی برای فوکو این بود که چگونه این عناصر ناهمگون، ناسازگار و بعضاً متعارض، با یکدیگر جمع شده و تشکیل گفتمان واحدی را می‌دهند. به عبارت دیگر فوکو به دنبال این بود تا قواعد صورتبندی که شرایط پیدایی، حفظ، اصلاح و محو مفاهیم و مسائل و موضوعات یک گفتمان را مشخص می‌سازد نشان دهد. (کچوئیان،١٣٨٢:۶٧(
در این راستا وی برای هر صورت بندی گفتمانی چهار مولفه اساسی را معرفی می‌نماید. این چهار مولفه اساسی عبارت اند از: صورت بندی موضوعات، صورت بندی مفاهیم، صورت بندی کیفیت بیانی و صورت بندی راهبردها . (کچوئیان،١٣٨٢:۶٧(
از نظر فوکو بدیهی ترین شیوه برای صورت‌برداری از صورتبندیهای گفتمانی این ‌است که کنشهای کلامی جدی راجع به موضوعی مشترک را در یک طبقه قرار دهیم. این همان شیوه‌ای است که فوکو کوشید در کتاب جنون و تمدن به‌کار ببرد؛ در آنجا وی احکامی را که موضوعشان، تجربه خاصی بود برای بررسی دیرینه‌شناسانه برگزید. (دریفوس20، ١٣٧۹:٢۶)
به عبارت دیگر “صورتبندی موضوعات”، اولین مؤلفه‌ای ‌است که فوکو جهت بازشناسی یک گفتمان انتقادی آن را بکار می‌گیرد. فوکو بیان می‌کند: (( قضایایی که به لحاظ شکلی متفاوت هستند و پراکندگی زمانی دارند، در صورتیکه به یک



قیمت: تومان

دسته بندی : پایان نامه ارشد

پاسخ دهید